فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 182
حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چند ، محرمي کو که فرستم به تو پيغامي چند ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد ، هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند چون مي از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب ، فرصت عيش نگه دار و بزن جامي چند قند آميخته با گل نه علاج دل ماست ، بوسه اي چند برآميز به دشنامي چند زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر ، تا خرابت نکند صحبت بدنامي چند عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگو ، نفي حکمت مکن از بهر دل عامي چند اي گدايان خرابات خدا يار شماست ، چشم انعام مداريد ز انعامي چند پير ميخانه چه خوش گفت به دردي کش خويش ، که مگو حال دل سوخته با خامي چند
حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
،
کامگارا نظري کن سوي ناکامي چند
تعبیر:
زمان را بیهوده از دست نده. فرصتها را غنیمت بدان و بیهوده به دنبال عیبجویی نباش. کمی اراده داشته باش و با دیگران مشورت کن تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 403
شراب لعل کش و روي مه جبينان بين ، خلاف مذهب آنان جمال اينان بين به زير دلق ملمع کمندها دارند ، درازدستي اين کوته آستينان بين به خرمن دو جهان سر فرو نمي آرند ، دماغ و کبر گدايان و خوشه چينان بين بهاي نيم کرشمه هزار جان طلبند ، نياز اهل دل و ناز نازنينان بين حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت ، وفاي صحبت ياران و همنشينان بين اسير عشق شدن چاره خلاص من است ، ضمير عاقبت انديش پيش بينان بين
کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست
،
صفاي همت پاکان و پاکدينان بين
تعبیر:
دروغ و ریا آفت و بلای راه عشق است. اگر واقعاً به هدف و مقصود خود ایمان داری صداقت و درستی خود را آشکار کن. از متکبران و خودپسندان دوری کن و از دوستی با آنان منصرف شو. با کسی که تو را واقعاً دوست دارد صمیمی و بی ریا باش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 1
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل ها به بوي نافه اي کاخر صبا زان طره بگشايد ، ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم ، جرس فرياد مي دارد که بربنديد محمل ها به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد ، که سالک بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل ، کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر ، نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل ها
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ
،
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
تعبیر:
از سختی ها و مشکلات روزگار نترس و نا امید نباش. کارها را آسان نگیر و با مشورت و همکاری دیگران در رفع مشکلات بکوش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 128
نيست در شهر نگاري که دل ما ببرد ، بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد کو حريفي کش سرمست که پيش کرمش ، عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بي خبرت مي بينم ، آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد رهزن دهر نخفته ست مشو ايمن از او ، اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد در خيال اين همه لعبت به هوس مي بازم ، بو که صاحب نظري نام تماشا ببرد علم و فضلي که به چل سال دلم جمع آورد ، ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد بانگ گاوي چه صدا بازدهد عشوه مخر ، سامري کيست که دست از يد بيضا ببرد جام مينايي مي سد ره تنگ دليست ، منه از دست که سيل غمت از جا ببرد راه عشق ار چه کمينگاه کمانداران است ، هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه يار
،
خانه از غير بپرداز و بهل تا ببرد
تعبیر:
در سختی های زندگی سست اراده و ترسو نباش. منتظر نباش تا دیگران برایت کاری انجام دهند. ثابت قدم و با اراده به استقبال خطرات و مشکلات برو تا گره از کار فرو بسته ات باز شود. امید و ایمان به خدا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 162
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد ، که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلي درياب و در ياب ، که دايم در صدف گوهر نباشد غنيمت دان و مي خور در گلستان ، که گل تا هفته ديگر نباشد ايا پرلعل کرده جام زرين ، ببخشا بر کسي کش زر نباشد بيا اي شيخ و از خمخانه ما ، شرابي خور که در کوثر نباشد بشوي اوراق اگر همدرس مايي ، که علم عشق در دفتر نباشد ز من بنيوش و دل در شاهدي بند ، که حسنش بسته زيور نباشد شرابي بي خمارم بخش يا رب ، که با وي هيچ درد سر نباشد من از جان بنده سلطان اويسم ، اگر چه يادش از چاکر نباشد به تاج عالم آرايش که خورشيد ، چنين زيبنده افسر نباشد
کسي گيرد خطا بر نظم حافظ
،
که هيچش لطف در گوهر نباشد
تعبیر:
به هدف و مقصودت خواهی رسید. آن را غنیمت بدان. قدر آن را بدان زیرا آسان بدست نیامده است. در روزگار خوشی به یاد دیگران باش و از خداوند سپاسگزاری کن تا همیشه به تو کمک کند.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 412
مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو ، جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستي ، نگارين گلشنش روي است و مشکين سايبان ابرو هلالي شد تنم زين غم که با طغراي ابرويش ، که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم ، هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست ، که بر طرف سمن زارش همي گردد چمان ابرو دگر حور و پري را کس نگويد با چنين حسني ، که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو تو کافردل نمي بندي نقاب زلف و مي ترسم ، که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداري
،
به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو
تعبیر:
با تمام وجود عاشق شده ای و از غم دوری در رنج و عذاب به سر می بری. نا امید و مأیوس نباش. صبر و حوصله داشته باش تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 121
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است ، کسي آن آستان بوسد که جان در آستين دارد دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است ، که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست ، بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را ، که صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان ، که دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است ، که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان ، که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمي خواهم چو حافظ عاشق مفلس
،
بگوييدش که سلطاني گدايي همنشين دارد
تعبیر:
آن کسی می تواند راحت و آسوده زندگی کند که تکبر و ریا را از خود دور کند و دیگران را تحقیر نکند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. به دنبال هر راحتی، سختی و مشکلاتی به همراه است. باید عاقبت اندیش بوده و به فکر فردای خود باشی. با دوستان و آشنایان به مهربانی رفتار کن تا در سختی ها به تو کمک کنند.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 470
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ، دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو ، ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت ، صعب روزي بوالعجب کاري پريشان عالمي سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل ، شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمي در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست ، ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست ، ره روي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست ، عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندي دهيم ، کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
،
کاندر اين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
تعبیر:
نا امید و مأیوس نباش. تحمل رنج و زحمت، عاقبت انسان را به هدف خود می رساند. به تنهایی نمی توانی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی. بهتر است که با دوستان مشفق راز خود را در میان بگذاری و از آنان چاره جویی کنی. صبور و مقاوم باش و از رویارویی با مشکلات شانه خالی نکن. به خدا توکل کن که گفته اند پایان شب سیاه، سپیدی است.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 483
سحرگه ره روي در سرزميني ، همي گفت اين معما با قريني که اي صوفي شراب آن گه شود صاف ، که در شيشه برآرد اربعيني خدا زان خرقه بيزار است صد بار ، که صد بت باشدش در آستيني مروت گر چه نامي بي نشان است ، نيازي عرضه کن بر نازنيني ثوابت باشد اي داراي خرمن ، اگر رحمي کني بر خوشه چيني نمي بينم نشاط عيش در کس ، نه درمان دلي نه درد ديني درون ها تيره شد باشد که از غيب ، چراغي برکند خلوت نشيني گر انگشت سليماني نباشد ، چه خاصيت دهد نقش نگيني اگر چه رسم خوبان تندخوييست ، چه باشد گر بسازد با غميني ره ميخانه بنما تا بپرسم ، مال خويش را از پيش بيني
نه حافظ را حضور درس خلوت
،
نه دانشمند را علم اليقيني
تعبیر:
اگر می خواهی به آرزو و مراد خود برسی باید صبر کنی و با مشکلات بسازی. به بازبینی اعمال و رفتار خود بپرداز تا نقاط ضعفت را بشناسی. مغرور و متکبر نباش و خود را انسانی کامل ندان. از کمک و مشورت انسان های خیرخواه بهره گیری کن تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 178
هر که شد محرم دل در حرم يار بماند ، وان که اين کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن ، شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند صوفيان واستدند از گرو مي همه رخت ، دلق ما بود که در خانه خمار بماند محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد ، قصه ماست که در هر سر بازار بماند هر مي لعل کز آن دست بلورين ستديم ، آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت ، جاودان کس نشنيديم که در کار بماند گشت بيمار که چون چشم تو گردد نرگس ، شيوه تو نشدش حاصل و بيمار بماند از صداي سخن عشق نديدم خوشتر ، يادگاري که در اين گنبد دوار بماند داشتم دلقي و صد عيب مرا مي پوشيد ، خرقه رهن مي و مطرب شد و زنار بماند بر جمال تو چنان صورت چين حيران شد ، که حديثش همه جا در در و ديوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزي
،
شد که بازآيد و جاويد گرفتار بماند
تعبیر:
راه رسیدن به مقصود دشوار و ناهموار است. شکست امروز به معنی پیروزی فرداست به شرط آنکه از لحظات کمال استفاده را ببری. صبور و شکیبا باش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 67
يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست ، جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است ، تا در آغوش که مي خسبد و همخانه کيست باده لعل لبش کز لب من دور مباد ، راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو ، بازپرسيد خدا را که به پروانه کيست مي دهد هر کسش افسوني و معلوم نشد ، که دل نازک او مايل افسانه کيست يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين ، در يکتاي که و گوهر يک دانه کيست
گفتم آه از دل ديوانه حافظ بي تو
،
زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست
تعبیر:
آرزوی رسیدن به مقصود را داری و رسیدن به آن را سخت و دشوار می دانی. نا امید نباش. با کمی صبر و تحمل به مقصود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 14 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 195
غلام نرگس مست تو تاجدارانند ، خراب باده لعل تو هوشيارانند تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز ، و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زير زلف دوتا چون گذر کني بنگر ، که از يمين و يسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين ، که از تطاول زلفت چه بي قرارانند نصيب ماست بهشت اي خداشناس برو ، که مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس ، که عندليب تو از هر طرف هزارانند تو دستگير شو اي خضر پي خجسته که من ، پياده مي روم و همرهان سوارانند بيا به ميکده و چهره ارغواني کن ، مرو به صومعه کان جا سياه کارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
،
که بستگان کمند تو رستگارانند
تعبیر:
از هرجا می توان به اشتباه و خطای خود پی برد و راه درست را انتخاب کرد. از تجربه ی دیگران استفاده کن. به تنهایی نمی توانی این راه مشکل را طی کنی. هوشیار و عاقبت اندیش باش و فریب لحظه های زودگذر و فریبنده را نخور.